کپی

کپی مطالب متنوع از وب ( اجتماعی، سیایی، ورزشی، دین اسلام...)

حقایقی درباره ی زنان. آقایان به این نکته ها توجه کنند!
نویسنده : علی - ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳
 

دنیای زنان و مردان دنیای بسیار متفاوتی است، آنقدر متفاوت که بعضی زن و مرد را به موجوداتی از دو سیاره متفاوت تشبیه می کنند که زبان یکدیگر را نمی فهمند ، کسی منکر تفاوت ها نیست اما این تفاوت ها اگر درک شود ،بسیار کمک کننده است.در این مقاله کمی راجع به روحیات خانم ها صحبت می کنیم ، آقایان می توانند با خواندن آن به همسرشان نزدیک تر شوند.

ادراک زن ها و مردها از زمان متفاوت است.

به نظر می رسد مردها بیش از زن ها در لحظه اکنون حضور داشته باشند ، در حالی که زن ها بیشتر خود را در امتداد آینده بسط می دهند.

زن ها دوست دارند گذر زمان را ثبت کنند. کافی است از ما بپرسید آخرین چکاپ دندانپزشکی دخترمان کی بود، آخرین بار که کودکمان را استحمام کردیم، آخرین باری که با مادرمان تلفنی صحبت کردیم و... تا زمان دقیق آن را به شما بگوییم. مردها همیشه از این توانایی ما حیرت زده اند و بیشتر به این دلیل از دست ما ناراحت می شوند، بویژه هنگامی که اشتباهات آنها را تصحیح می کنیم!

 

احساس امنیت کردن :

یکی از اساسی ترین نیازهای ما زن ها این است که احساس امنیت کنیم. منظورم امنیت جانی، فیزیکی یا جسمانی نیست، بلکه بیشتر امنیت احساسی و عاطفی را در نظر دارم.

احساس عمیق و درونی از این که رابطه مان محکم، استوار و ماندگار است، این که همسرمان در عشق خود جدی و ثابت قدم است و به ما نیز متعهد و پایبند. این امنیت عاطفی کلید گشایش دل و جان زن محسوب می شود.

خانم عزیز، آیا تا به حال اندیشیده اید چرا بیش از آنچه شایسته است به تایید از جانب مردها نیازمندید؟ حتی تایید از جانب مردی که او را چندان نیز قبول ندارید. توضیح آن شاید از این قرار باشد: چنانچه همواره زنان در طول تاریخ چنین آموزش دیده باشند که بقا و حیات آنان در گرو حمایت مردهاست، لذا وظیفه و شغل زنان این می شود که مردی را به سمت خود جذب و تلاش کنند او را از دست ندهند. سر و وضع، ظاهر و قیافه مان، نحوه بیان و جلوه گری خود، افکار و احساساتمان، مهارت های خانه داری و کدبانوگریمان، نحوه و میزان ویرایش احساساتمان (به طور یکه به او بر نخورد) و... همگی ریشه در یک تفکر دارند: آیا این کار او را خوشحال خواهد کرد؟

ضمیر ناخودآگاه ما همواره می گوید: اگر او را خوشحال و علاقه مند نگه داری همیشه با تو خواهد ماند و چنانچه با تو بماند در امان خواهی بود.

هنگامی که ما زن ها احساس امنیت می کنیم در بهترین شرایط خود ظاهر می شویم، به این معنا که آرامش بیشتر و نگرانی کمتر، اعتماد به نفس بیشتر و ناامنی کمتر و بالاخره استقلال بیشتر و توقع کمتری خواهیم داشت. به عبارت دیگر بیشتر آن گونه خواهیم بود که مردها دوست دارند و کمتر آنها را عصبی خواهیم ساخت.

بسیاری از خواسته های ما از مردها تلاشی هستند برای احساس امنیت و بسیاری از رفتارهای ناخوشایند زن ها مانند توقع زیاد، وابستگی، حسادت، سرد مزاجی، تحریک پذیری، زودرنجی و بسیاری دیگر ریشه در احساس ناامنی آنها دارد.

مطمئن ساختن مان از عشق، تعهد، و پایبندی تان به ما از موثرترین روش های احساس امنیت روحی در ما زنان است.

احساس برقراری ارتباط :

مردان عزیز، به این رفتارهای زنانه توجه کنید:

- پرسیدن این سوال از شما که آیا اتفاقی افتاده؟ هنگامی که مدتی خیلی ساکت بوده اید.

- پرسیدن نظر شما درباره نحوه چیدمان گل و گیاهان در اتاق نشیمن.

- نقل مو به موی مکالمه ای که با خواهرتان داشته ایم،

- پرس و جو از تمامی آنچه از صبح تا شب در سر کار بر شما گذشته است.

همگی این کارها روش هایی هستند از طرف زن ها برای ارتباط و پیوند با مردها، اگرچه بعضی از این روش ها ممکن است مردها را عصبی کند.

شاید یکی از دلایلی که ارتباط تا این حد برای زن ها اهمیت دارد توانایی آنان برای بچه دار شدن است. ما به لحاظ ژنتیکی به گونه ای طراحی شده ایم تا بتوانیم وظایف مادری خود را بخوبی انجام دهیم. شاید نیز به آن علت باشد که عشق برای ما زن ها اولویت اول محسوب می شود و ارتباط نیز نحوه ابراز و بروز آن است. شاید هم دلیل آن در سوابق تاریخی و آغاز تمدن ما باشد ، هنگامی که ارزش زن ها برای مردها و اجتماع ما در گروه قابلیت های ارتباطی، خلق هارمونی، هماهنگی و تشریک مساعی مان بود.

ارتباط برای زن ها بیشتر به معنای بیان افکار و احساسات است. بیشتر زن ها به طرزی سنتی پرحرف تر و خوش صبحت تر از مردها هستند. از این رو یکی از سریع ترین و موثرترین روش های برقراری ارتباط با یک زن کلمات و واژگان یا به عبارتی صحبت کردن و حرف زدن است.

زن ها دوست دارند مردها درباره همه چیز با آنها حرف بزنند. ما زن ها دوست داریم درباره کار، نگرانی ها، رویاها، ترس و خلاصه همه بالا و پایین زندگی شما بدانیم.

یکی از موثرترین روش های ایجاد ارتباط صمیمی با همسرتان و تولید احساس محبوب بودن در او این است که او را در فرآیند زندگانی خود منظور کنید. منظور کردن همسرتان در زندگی خود به این معنا است که:

جزئیات وقایع و تجارب زندگی خود را با او در میان می گذارید. با این کار به او این امکان را می دهید با شما احساس هماهنگی و نزدیکی بیشتری داشته باشد.

او را از مشکلات و گرفتاری هایی که با آنها روبه رو هستید با خبر می کنید. منطق متعارف به مرد دیکته می کند که زن زندگی اش را در مسائل و مشکلات خودش درگیر نسازد. شاید به این دلیل که ضعیف و نادان جلوه نکند. این باور هرگز حقیقت ندارد. چنانچه زنی به لحاظ روانی و احساسی سالم و طبیعی باشد، پس از آن که شوهرش مشکلات و مسائل خود را با او در میان گذاشت، احساس نزدیکی بیشتری را با او تجربه خواهد کرد، زیرا مرد، قلب خود را به رویش گشوده است.

او را در تصمیم گیری هایی دخالت می دهید که روی او نیز تاثیر خواهند گذاشت. هنگامی که مردی درباره تفکر و تصمیم گیری های خود با همسرش صحبت نمی کند، به او احساس جدا افتادگی خواهد داد. می دانم بشتر مردها این کار را از روی عمد انجام نمی دهند و هرگز نیز نمی خواهند چنین احساسی را به زن خود بدهند، اما در واقع این همان اتفاقی است که در عمل می افتد.

احساس ارزشمند بودن: 

نیاز به ارزشمند بودن یکی از اساسی ترین و مهم ترین نیازهای پنهان زن هاست. برای یک زن ارزشمند بودن به این معناست که مردی حضور او را در زندگی ارزشمند بداند و بگوید که حضور او در زندگی اش مسلماً نقش مهمی را ایفا کرده است و این که قطعاً بدون او کمبود چیزی را احساس خواهد کرد. این موضوعی است که حقیقتاً بیشتر مردها از آن غافلند.

 


 
comment نظرات ()
 
با شماییم آقای محترم !
نویسنده : علی - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳
 

شما لزوما لازم نیست با قدرت نمایی و خشونت در محیط خانه به همسر و فرزندان تان ثابت کنید که مرد خانه هستید . شما می توانید با رعایت اصول ساده ای نه تنها محیط خانه را آرام کنید بلکه اعتبار و مردانگی بیشتری برای خود به ارمغان بیاورید . نکته مهم این است که فراموش نکنید که شما اکنون همسر و شریک زندگی دارید نه آنکه صاحب زن شده اید. رعایت توصیه های زیر بسیار ساده است :

 

١- در مقابل همسر خویش، گرفتاری‎های روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگی را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنید.

 

٢– هدیه دادن مهر و محبت را زیاد می‎کند؛ به مناسبت‎های مختلف برای همسر خود هدیه‎ای هرچند کوچک خریداری و با چهره‎ای شاد و خندان به او تقدیم کنید.

 

٣– چنانچه کمبودی در منزل مشاهده می‎شود، باکمال محبت و خوشرویی تذکر دهید.

 

 

۴– در حضور همسر خود، به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید و توانایی‎های آنها را به رخ وی نکشید.

 

۵– به بستگان همسر خود مانند: پدر و مادر و سایراقوام وی احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه خود قبل از همسر خود اقدام کنید.

 

۶– هیچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگیری نکنید و در معاشرت و دید و بازدید با بستگان وی پیشقدم باشید.

 

علی علیه السلام فرمود : همواره با زنان مدارا کنید و با آنان به نیکی سخن گویید تا آنان نیز سخن نیکو بگویند .

 

٧– با بستگان خود نزد همسرتان درگوشی و نجوا نکنید.

 

٨ – هیچ گاه همسر خود را به ویژه نزد بستگانش تحقیر نکنید؛ توهین و بی احترامی به همسر از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی می‎کاهد.

 

 

 

 

 

٩ – هیچ‎ گاه خود را برتر از همسر خود معرفی نکنید. سعی کنید ” من ” و ” تو ” در زندگی زناشویی نباشد کلمه ” ما ” زندگی را گرم و لذتبخش می کند.

 

١٠-وقتی که همسر شما عصبانی است او را با مهر و محبت آرام کنید.

 

١١– برای رفتن به مهمانی و گردش سعی کنید همراه فرزندان و همسر خود باشید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت کار و خستگی رد نکنید.

 

کمک کردن در انجام کارهای منزل را فراموش نکنید و بدانید همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته می شوید ، زن هم درمنزل از کارهای منزل خسته می شود و نیازمند مساعدت و قدردانی است

 

١٢– امتیازات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و … فامیل خود را در صورتی که باهمسر شما فاصله اجتماعی و طبقاتی دارند مطرح نکنید.

 

١٣– کارهای همسر خود، هرچند کوچک را تحسین کنید. تمجید و ستایش زن به علت روح لطیف و مهربانی که دارد کلید کامیابی در زندگی زناشویی است.

 

١۴– در قبال همسر خود، در امور مختلف قدرت نمایی نکنید.

 

١۵– زحمات و هزینه‎هایی را که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود صرف می‎کنید ، هیچ گاه بر زبان نیاورید.

 

 

 

 

 

١۶- همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید و وی را از دستیابی به شادی‎ها محروم نسازید.

 

١٧– شادی و خنده های خود را در محل کار خود جا نگذارید و فراموش نکنید که همسر شما درخانه هم نیازمند شادی و خنده های شماست.

 

١٨– کمک کردن در انجام کارهای منزل را فراموش نکنید و بدانید همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته می شوید ، زن هم درمنزل از کارهای منزل خسته می شود و نیازمند مساعدت و قدردانی است.

 


 
comment نظرات ()
 
با نیاز های مردتان آشنا شوید!
نویسنده : علی - ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳
 

نیاز مرد است که احساس کند قوی و قدرتمند است. او می خواهد حامی زنش باشد. مرد می خواهد که دد و دیو را بکشد و زن را نجات بدهد.

 

مرد به این نیاز دارد که زنش نشان دهد به قدرت او برای رسیدن به خواسته هایش در زندگی احتیاج دارد.

مردها از زنان شان می خواهند به آنها احساس قدرتمند بودن بدهند. مردها می خواهند رئیس خانواده باشند. منظورم آن نوع ریاست مردان در دوران غارنشینی نیست که موی زنان را می گرفتند و آنان را با خود روی زمین می کشیدند. اما مرد احتیاج دارد که رهبر خانواده باشد.

 

یک مرد از زنش احترام، مهربانی، عشق و محبت می خواهد.

 

مرد می خواهد در نظر زنش مهمترین شخص مورد علاقه ی او باشد.

 

مرد به این نیاز دارد که زنش نشان دهد به قدرت او برای رسیدن به خواسته هایش در زندگی احتیاج دارد.

مرد باید نان آور اصلی خانواده باشد. هر مرد باید در نبرد و در جبهه ای پیروز شود تا به این باور برسد که می تواند اژدها را بکشد. مراقبت از خانواده و تامین افراد خانواده اش در حکم جبهه های نبرد مرد هستند.

 

مرد به این احتیاج دارد که تایید شود، مورد قدردانی واقع گردد، زنش به او احترام بگذارد، آن هم به این دلیل که او مردی واجد شرایط است، شوهر و پدر واجد شرایط است.

یک مرد از زنش احترام، مهربانی، عشق و محبت می خواهد.

 

مرد به این احتیاج دارد که زن به علائق او علاقه نشان بدهد.

 

مرد به این احتیاج دارد که وقتی از سر کار به خانه می آید، زنش با روی خوش از او استقبال کند.

 

مرد به این احتیاج دارد که زنش به روزی که او پشت سر گذاشته علاقه نشان دهد.

 

مرد به تشویق های زنش احتیاج دارد تا یک مرد باشد.

 


 
comment نظرات ()
 
اعجاز آقای سلحشور!!!
نویسنده : علی - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠
 

جناب آقای سلحشور من اصلا کاری ندارم که :

بیست میلیارد مملکت را هدر داده‌ای و اصرار داری که شش میلیارد است.

و از اینکه خیال مردم را نسبت به یوسف و قصه زیبایش خراب کرده‌ای ناراحت نیستم.

و به رگ غیرتم برنمی‌خورد که ساق پای زلیخا و گردن زن یوذارسیو پیداست.

و از این که اردلان به جای جبرییل بازی می کند خنده‌ام نمی گیرد.

و از این که خیال می کنی از همه علما و فضلای قم باسوادتری و می توانی بفهمی کدام روایت صحیح است و کدام خراب و جواب سبحانی و شیخ حسین و…را با قدرت تمام می‌دهی هیچ خیالی ندارم.

و مطمئن باش از این که هنوز نمی‌دانی زبان معیار چیست و گونه‌های زبانی چیست از تو انتقاد نمی‌کنم.

و تعجب نمی‌کنم وقتی یک برده بی‌سواد می‌گوید " کاهنان ما را به استعمار کشیده‌اند و مانع توسعه‌یافتگی مملکت مصر شده‌اند "

و یا مسئول آن دو سیلویی که قرار است هفت سال گندم را نگهداری کنند به کسی می‌گوید " نام شما در لیست نیست ".

و به من چه که نمی‌دانی آن زمان نمی‌گفتند :" سوریه "

و اهرام مصر بعد از یوسف ساخته شده‌اند.

و اصلا به من چه که زلیخا جوان شد را از کجا درآوردی.

کسی کاری ندارد که روایت شما توراتی است نه قرآنی.

از این که پرتقال تامسون را جای ترنج به خرد زیبارویان مصر می دهی.

و موش پلاستیکی را جای موش واقعی بازی می‌دهی گله ندارم.

من گله نمی کنم چون جوابت این است که این آقا نماز نمی‌خواند و غرض مرض دارد.

و کاری ندارم که یعقوب از هزار کیلومتری بوی یوسف را می‌شنود ولی از نزدیک نمی‌داند کدام یوسف است.

و یوسف یک قسمت عالم‌الغیب است و یک قسمت هم‌سلولی‌اش را نمی‌شناسد.

و از این که یک گله بیست گوسفندی را یازده چوپان می رانند شگفت زده نیستم.

و از این که یعقوب یک آدم جاهل و احمق نشان داده شد نمی‌پرسم در حالی که زلیخا عارفی بالله بود که حقایق عرفان را درک کرده بود ولی یعقوب هنوز اسماعیلش را ذبح نکرده بود.  

 فقط یک سوال مهم دارم. این گفت و گو و محاوره زیر را که در حد اعجاز است از کجایت درآورده‌ای‌؟

یعقوب : آه آنها چیستند؟ کوهند یا تپه؟
یکی از بچه های یعقوب: نه آنها اهرام مصرند.
یعقوب : اهرام مصر؟
یکی از بچه ها: آری اهرام و این ها ساخته دست بشرند.

یعقوب : اوهوم


 
comment نظرات ()
 
شرایط ازدواج
نویسنده : علی - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠
 

توی یه سایت یه بند ه خدایی اینجوری نوشته بود :

از کلیه دوشیزگان قدبلند زیباروی واجد شرایط زیر تقاضا داریم تقاضانامه ها و رزومه خود را جهت ربودن دل بنده به صورت پیغام در قسمت نظرات یا به وسیله ایمیل به نشانی بنده بفرستند.


بدیهی است پس از انجام بررسی های کامل، نام افراد دارای صلاحیت به وسیله همین تریبون اعلام خواهد شد.

نکته: ما تو کارمون پارتی بازی نداریم، یعنی لطفا از قرار دادن پول نقد در نامه یا پیغام خود بپرهیزید و هی نگید ما فامیل فلانی هستیم.

شرایط پذیرش :

١- سن بالاتر از 18سال و کمتر از 22سال باشد. 

٢- قد کمتر 165سانتیمتر و بالاتر از 175سانتیمتر نباشد. 

٣- افراد خیلی ترکه ای و زیادی چاق قابل پذیرش نیستند. (چون من حوصله رژیم چاقی و کلاس لاغری ندارم) 

۴- هر وقت من خواستم می ریم هر رستورانی که من گفتم. آبگوشت، کوفته، کله پاچه و میرزاقاسمی با کلی سیرترشی دوست دارم. 

۵- اهل کادو خریدن و هر روز لاو ترکوندن نیستم.

۶- اگر خدای نکرده، زبانم لال، خدا اون روز زو نیاره که ازدواج کردم و وبال گردنم شدی، مامانم اینا و مامانت اینا نداریم. خوشم نمیاد. 

٧- عمراً نفقه بدم. چهارده تا هم بیشتر مهر نمی کنم. 

٨- باید یک جایی کار کنی، یک کاری هم واسهعصر من گیر میاری چون حوصله مسافرکشی و رانندگی ندارم.

٩- بابات باید پولدار باشه تا من در صورت لزوم بتونم بتیغمش. 

١٠- پول اضافی ندارم برای پوشک کامل بچه بدم. می ری کهنه و لاستیک می خری، خودت می شوری... .

١١- به مامانت می گی سیسمونی خوب بیاره.


١٢- باید خوشگل باشی چون پول واسه لوازم آرایش نمی دم. 

١٣- موهای وزوزی نباید داشته باشی، چون نرم کننده ایرانی الآن شیشه ای هزار تومن شده. 

 ١۴- موهای خرمایی و مشکی رو ترجیه می دم. 

١۵- نباید ورزشکار باشی چون قدرتت خیلی زیاد می شه!

١۶- اگه سر کار بری یا کاری داشته باشی نباید دیرتر از 5 خونه باشی. 

١٧- از الان باید کلاس آیروبیک بری تا چندسال دیگه بد هیکل نشی، پولشم از بابات بگیر. من 10سال دیگه زن شکم گنده نمی خوام 

١٨- باید فال قهوه بلد باشی بگیری، چون من دوست دارم. 

١٩- مانتوی تنگ نمی پوشی. 

٢٠- دوستات رو هم هر روز نمیاری خونه. فهمیدی. 

٢١- یک ماشین ظرف شویی هم قاطی جاهازت بذار. دوست ندارم پوستم خراب بشه. 

٢٢- لازم نیست واسه یک خونه 50متری، جاهاز خونه 200متری بخری. 

٢٣- من مبل تختخواب شو دوست دارم.

 


 
comment نظرات ()
 
افراط در توجه به مسائل اجتماعی
نویسنده : علی - ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠
 

یک عده می گویند اصلاَ این حرف که الصَّلوةُ عَمودالدّین نماز پایه و عمود خیمه ی دین است، با تعلیمات اسلامی جور نمی آید؛ اسلام دینی است که بیش از هر چیزی به مسائل اجتماعی اهمیت می دهد، اسلام دین اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ و الاِحسان است، اسلام دین امر به معروف و نهی از منکر است: کُنتُم خَیرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنّاسِ تَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ تَنهَونَ عَنِ المُنکَر، اسلام دین فعالیت و عمل و کار است، اسلام دین بزرگی است؛ دینی که این همه اهمیت قائل بشود؟ نه، پس اساساً مسئله ی عبادت در دنیای اسلام اهمیت زیادی ندارد؛ برو دنبال تعلیمات اخلاقی اسلام، برو دنبال تعلیمات اجتماعی اسلام؛ مسئله ی عبادت مال بیکارهاست؛ آنهایی که کار مهمتری ندارند باید نماز بخوانند و عبادت کنند اما آدمی که کار مهمتری دارد که دیگر لزومی ندارد عبادت کند!

 

این هم فکر غلطی است و بسیار بسیار خطرناک اسلام را همان طوری که هست باید شناخت.

 

این را که من عرض می کنم به خاطر این است که به صورت یک بیماری در اجتماع خودمان احساس می کنم. با کمال تأسف الآن در اجتماع ما اکثر آنهایی که شور اسلامی دارند، دو دسته هستند: یک دسته ربیع بن خثیمی فکر می کنند، مثل خواجه ربیع فکر می کنند. اسلام برای اینها عبارت است از ذکر و دعا و نافله خواندن و زیارت رفتن و زیارت عاشورا خواندن. اسلام برای اینها یعنی کتاب مفاتیح و کتاب زاد المعاد. همه ی اسلام برای اینها در کتاب مفاتیح خلاصه شده است و غیر از این چیزی اساساً وجود ندارد. درست مثل ربیع بن خثیم فکر می کنند؛ اصلاً کاری به دنیا ندارند، کاری به زندگی ندارند، کاری به مقررات اجتماعی اسلام ندارند، کاری به اصول و ارکان اسلام ندارند، کاری به تربیت اسلام ندارند، به هیچ چیز اساساً کاری ندارند.

 

عکس العمل کندروی اینها این است که یک طبقه دیگری پیدا شده از تندروها که واقعاً به مسائل اجتماعی اسلام اهمیت می دهند. و حساسیت هم نشان می دهند. این جور اشخاص از این نظر خیلی هم با ارزش هستند، ولی برخی از همینها را من گاهی دیده ام که مثلاً مستطیع شده است اما به حج نمی رود. این آدمی که واقعاً مسلمان است، واقعاً به اسلام علاقه مند است و دلش برای اسلام می تپد، وقتی مستطیع می شود به مکه نمی رود، اصلاً برایش خیلی مهم نیست. به نمازش اهمیت نمی دهد، با اینکه تقلید یک امر معقولی است. معنای تقلید چیست؟ می گویند آقا تو یا باید مسائلی مانند نماز و روزه را مستقیماً خودت استنباط کنی، یعنی اینقدر متخصص باشی که خودت از روی تخصص استنباط کنی یا عمل به احتیاط بکنی که کارت خیلی دشوار است، و یا یک متخصص عادل عالم جامع الشرایط را در نظر بگیر و مثل اینکه به یک طبیب متخصص مراجعه می کنی، مطابق نظر او رفتار کن. نمی شود که انسان تقلید نکند؛ یعنی اگر تقلید نکند، خودش را بیشتر به زحمت انداخته است. یا بعضیها به روزه شان اهمیت نمی دهند؛ اگر رفتند مسافرت و روزه شان قضا شد، قضایش را انجام نمی دهند.

 

اینها هم خودشان را مسلمان کامل می دانند، آن دسته ی اول هم خودشان را مسلمان کامل دانند، در صورتی که نه اینها مسلمان کاملند و نه آنها. اسلامی دینی است که نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَ نَکفُرُ بِبَعضٍ بر نمی دارد. نمی شود انسان عبادت اسلام را بگیرد ولی اخلاق و مسائل اجتماعی اش مانند امر به معروف و نهی از منکر را نگیرد، و نمی شود انسان امر به معروف و نهی از منکر اسلام را بگیرد و عبادتش را رها کند. قرآن هر جا که می گوید: اَقیموا الصَّلوةَ پشت سرش می گوید: اتُوا الزَّکوةَ اگر می گوید: اَقامَ الصَّلوةَ پشت سرش می گوید: یُقیمونَ الصَّلوةَ پشت سرش می گوید: یُؤتونَ  الزَّکوةَ «یُقیمونَ الصَّلوة» مربوط به رابطه ی میان بنده و خداست، یُؤتونَ الزَّکوة» مربوط به رابطه ی میان بنده و دیگر بندگان خداست. یک نفر مسلمان، هم باید یک رابطه ی دائم و ثابت میان او خدای خودش برقرار باشد و هم باید یک رابطه ثابت و دائم میان او جامعه ی خودش برقرار باشد.

 

 علی علیه السلام، نمونه ی کامل اسلام

شما وقتی به علی بن ابی طالب علیه السلام از یک نظر نگاه کنید، می بینید یک عابد و اول عابد دنیاست به طوری که عبادت علی میان همه ضرب المثل می شود، آنهم نه عبادتی که فقط خم و راست بشود، بلکه عبادتی که سراسر جذبه است، سراسر شور است، سراسر عشق است، سراسر گریه و اشک است.

 

بعد از اینکه علی از دنیا رفته است، مردی به نام ضرار با معاویه روبرو می شود. معاویه می داند که او از اصحاب علی است، می گوید: می خواهم علی را که با او بودی برای من توصیف کنی. خود معاویه از هر کس دیگر علی شناس تر بود ولی در عین حال این کار را دوست داشت، چون در ته دلش به علی ارادت داشت و حال آنکه به روی او شمشیر می کشید. بشر یک چنین موجودی است. به علی اعتقاد داشت، همان طوری که شیطان به آدم اعتقاد داشت، ولی در عین حال از هیچ جنایتی در بارهی او کوتاهی نمی کرد. ضرار یکی از مشاهدی که علی را دیده بود برای معاویه نقل کرد، گفت: در یک شبی من علی را در محراب عبادتش دیدم «یَتَمَلمَلُ تَمَلمُلَ السَّلیمِ وَ یَبکی بُکاءَ الحَزین» مثل آدمی که مار او را زده باشد، در محراب عبادت از خوب خدا به خود می پیچید و مثل یک آدم غرق در حزن و اندوه می گریست و اشک می ریخت، مرتب می گفت آه آه از آتش جهنم.  معاویه گریه اش گرفت و گریست.

 

این از عبادت علی، اما آیا علی فقط اهل محراب بود و در غیر محراب جای دیگری پیدایش نمی شد؟

همچنین معاویه در برخوردی که با عدی بن حاتم پیدا کرد، می خواست عدی را علیه علی علیه السلام  که از دنیا رفت بود تحریک کند. به عدی گفت: «اَینَ الطُّرَفات؟» طرَیف و طُرفه و طارف چطور شدند؟ (عدی سه پسر داشت به نامهای طریف، طرفه و طارف که هر سه در رکاب علی علیه السلام شهید شدند. معاویه می خواست فتنه انگیزی کند، داغ جوانهایش را به یادش بیاورد، بلکه بتواند از او یک کلمه علیه علی علیه السلام اقرار بگیرد). عدی گفت: همه شان در صفّین در رکاب علی کشته شدند. گفت: علی درباره ی تو انصاف نداد، بی انصافی کرد؛ بچه های خودش حسن و حسین را کنار کشید و بچه های تو را جلو انداخت و به کشتن داد. عدی گفت: من درباره ی علی انصاف ندادم. اگر من انصاف می دادم، نباید الآن علی زیر خاک باشد و من زنده باشم. معاویه که دید تیرش به سنگ خورده است، گفت: ای عدی! دلم می خواهد حقیقت را برایم درباره علی بگویی. عدی، علی علیه اسلام را بسیار مفصل توصیف کرد. خود او می گویدک آخر کار که شد، یک وقت دیدم اشکهای نجس معاویه روی ریشش جاری شده است. بسیار اشک ریخت. بعد با آستین خود اشکهایش را پاک کرد و گفت: هیات! زمان و روزگار عقیم است که مثل علی مردی را بیاورد. ببینید حقیقت چگونه جلوه دارد!

این از عبادت علی، اما آیا علی فقط اهل محراب بود و در غیر محراب جای دیگری پیدایش نمی شد؟

 

منبع : کتاب آزادی معنوی شهید مطهری

 


 
comment نظرات ()
 
قوانینی که نیوتن موفق به یافتن آنها نشد!!!
نویسنده : علی - ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠
 

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمیر:

بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:

اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

قانون معذوریت:

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

قانون نتیجه:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.

قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید. 


 
comment نظرات ()
 
وقتی یک نوشابه میخورید، چه اتفاقی میافتد؟
نویسنده : علی - ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳٠
 

وقتی یک نوشابه میخورید، چه اتفاقی میافتد؟

10 دقیقه بعد: 10 قاشق چایخوری شکر وارد بدنتان میشود. میدانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمیشوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی میگیرد و شیرینیاش را خنثی میکند.

20 دقیقه بعد: قند خونتان بالا میرود و منجر به ترشح ناگهانی و یکجای انسولین میشود. کبدتان شروع میکند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.

40 دقیقه بعد: حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمکهایتان گشاد میشود، فشار خونتان بالا میرود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها میکند. گیرندههای آدنوزین مغز حالا بلوک میشوند تا از احساس خوابآلودگی جلوگیری کنند.

45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا میکند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد میکنند، تحریک میشوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی میشود.

بعد از 60 دقیقه: اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی میچسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا میکند. میزان بالای قند خون و شیرین کنندههای مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث میشوند.

مدتی بعد: کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرار آور) وارد عمل میشود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع میشود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیتها نیز از دست میرود.

مدتی بعدتر: کمکم آن غوغایی که در بدنتان ایجاد شده بود فروکش میکند و نوبت به افت قند میرسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریکپذیر میشوید یا خیلی کرخت و بیحال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کردهاید؛ آبی که میشد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد.

تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین میرود و شما هوس یک نوشابه دیگر میکنید.

 

نوشابه خورترین ملت جهان:

سرانه مصرف نوشابه های گازدار در ایران ۴۲ لیتر است . با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک میرسیم که ما در سرانه مصرف نوشابههاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کردهایم.

برای این که بیشتر وحشت کنید، بد نیست بدانید که:

1) میانگین مصرف نوشابه های گازدار در دنیا برای هر فرد 10 لیتر است.

2) در بیست سال اخیر، مصرف نوشابه هاى گازدار در کشور، نزدیک به ۱۵ درصد رشد داشته است.

3) در طی این بیست سال، مصرف شیر و لبنیات، تنها حدود یک دهم درصد رشد کرده است.

4) سرانه مصرف لبنیات در ایران کمتر از یک سوم استاندار جهانی است.

5) طبق آمار، ۹۰ درصد کودکان ۲۴ ماهه تا ۱۲ ساله کشورمان، روزانه حداقل یک بار پفک و نوشابه مصرف کردهاند.

6) 25 درصد از کودکان ایرانى به نوعی با سوءتغذیه دستبهگریبانند.

7) یکسوم از مرگومیرهای کشور به علت بیماریهای قلبیعروقی است که یکی از عوامل اصلی بروز آن، تغذیه غلط است.


 
comment نظرات ()